قدم زدن بعد از باران
Updated چهارشنبه 27 آبان 1388 - 02:20:53 by علی
امروز صبح که سر کار می رفتیم بارون قشنگی همه جا زده بود و هوا عالی بود کاش می شد هوا رو نگهداری کرد یا اینجا ثبت کرد فقط به شما بگویم نسیم خنکی صورت رو نوازش می داد و برگ درختان نرم نرمک فرود می آمدند و بوی خوش خاک نم خورده و در دوردست نگاهت ابرهای قشنگ و تپل که رقصان رقصان از روی کوه عبور می کردند ... و یاری که کنار دستت هست
یاد سهراب سپهری افتادم:
واژه ها را باید شست.
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چتر ها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید رفت.
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را زیر باران باید جست.
مسیری رو که همیشه با ماشین می رفتیم این بار با پای پیاده رفتیم

یاد سهراب سپهری افتادم:
واژه ها را باید شست.
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چتر ها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید رفت.
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را زیر باران باید جست.
مسیری رو که همیشه با ماشین می رفتیم این بار با پای پیاده رفتیم

خواندن / ارسال نظرات :0شما مجاز هستید که بدون محدودیت قانونی از هر کدام از مطالب این سایت به صورت آزاد و بدون ذکر نام و برای هر مقصودی و با هر تغییری استفاده نمایید.




